جستجو

درباره



یکی بود اونم رفت...دوستان از اینکه به وبلاگ خودتون اومدین ممنونم خواهشاً درخواست دوستی و...نفرمایید چون اعتقاد دارم عشق در سرزمین لیلی و مجنون جا مانده و انسانهای کنونی فقط برای منافع و مقاصد خودشون نقش بازی می کنن نقش عاشق و معشوق را بازی می کنن بدون اینکه قلبی رد و بدل بشود و عشق را به ورطه نابودی کشیده اند و احساسات یکدیگر را براحتی به بازی می گیرندواحساسات و غرور یکدیگر را براحتی لگدمال امیال خود می کنند...پس شرمنده...امیدوارم مطالب این وبلاگ ارزش داشته باشه که وقتتونو صرفش می کنین...پیروز باشید و سرفراز

آخرین نوشته ها

  • لینک های روزانه

    امکانات



    کد قفل کردن راست کلیک

    *

    دریافت همین آهنگ







    :: صفحه اصلی | تماس با من | پروفایل | تیتر کل مطالب | RSS :: متون و اشعار احساسی - عاشقانه - دلتنگی و اجتماعی
    چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۲ - نوشته شده توسط از نفس افتاده در : داستان های کوتاه

    faدختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..

    یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند موبایل را گذاشت زیر 

    بالشش و خوابید

    صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده...

    دختره شوکه شد و چشم پر از اشک بلافاصله سراغ اس ام اس شب 

    گذشته رفت..

    پسره نوشته بود...
     تصادف کردم با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون

     لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت...

    «خیلی خیلی دوستت دارم»fa